تبلیغات هواللطیف
آورده اند که روستای بزرگی با مقادیری مردمی صبور در گوشه ای از این دنیای فانی موجود بود! مردم روستا حسب عادت برای رفت و آمد از راههای مخصوص چهل تکه به اسم آسفالت استفاده کرده و هر روز صبح خیل جمعیت مرد و زن ، مرکبهای خود یعنی گور خر را از طویله بیرون کشیده و بعد از تیمار داری ، سوارش شده به محل کار می رفتند .
این بگذشت تا این که کد خدا تصمیم گرفت که یک خورده همچین حال این ملت را اساسی بگیرد تا همگان بدانند که کد خدا کیلویی چنده ؟! به همین خاطر دستور داد که از فردای آن روز راه آسفالت را بر روی کلیه گور خران بسته و فقط آن گور خرانی که حق اربابی را پرداخته و دم شان را به رنگ زرد رنگ آمیزی نموده اند حق استفاده از راه آسفالت را داشته باشند .
بیچاره مردم از یک سو علف سهمیه ای در تنگنایشان گذاشته بود و از سویی علف با نرخ آزاد از خود گور خر صاحب مرده گران تر در می آمد و مهم تر این که خود گور خرها بد عادت شده و افتخار نمی دادند در کوچه و پس کوچه و خاک و خل قدم از قدم بر دارند ... خلاصه مردم عاصی شده و مدام غر می زدند ... تا این که عده ای معلوم الحال و فریب خورده دهکده های مجاور ، مردم را تحریک کردند و همه اهالی صبح علی الطلوع در یک حرکت خودجوش سهم اربابی را پرداخته ، و دم الاغشان را زرد کردند و بدین ترتیب دهکده پر از الاغ دم رنگی شد ...

کد خدا وقتی فهمید که هر طور که می نوازد این مردم به آن آهنگ حرکات موزون تولید می کنند ! پوز خندی زده و به جهت شیطنت ستاره ای از گوشه چشمش ساطع داد و نقشه دیگری کشید بدین سیاق که از فردا راه آسفالت فقط برای اسب های کد خدا مجاز است و مردم باید با اسب های کدخدا و با پرداخت وجه مربوطه به سر کار خود بروند و در ضمن قلم پای گور خری که قدم بر آستان اسب بگذارد شکسته خواهد شد ...
مردم بیچاره مستاصل مانده بودند ، آسایش سابق از دست شان رفته بود ، به غریبه های تازه وارد به روستا نمی تونستند یک آدرس درست حسابی نشان بدهند، گیج و ویج بودند و حتی خونه خودشون را هم نمی توانستند پیدا کنند ! یاد روزهایی که میدان مرکزی دهکده قطب عالم امکان ! بود دیوانهشان می کرد و از هم بدتر اینکه اسب های کد خدا با این همه توپ و تشر و تبلیغ ، قدرت سرویس دهی به خیل مردم آبادی را نداشتند و خلاصه عوام هر چه فکر کردند هیچ راهی به ذهن شان نیامد ...
دوباره فریب خوردگان و عمال دهکده های مجاور ، مردم روستا را تحریک کردند و این بار مردم شباهنگام بر سر در خانه هایشان یک پرچم سفید به علامت رضایت بابت خدمات فراوان کدخدا به اهتزاز در آورده و منتظر صبح دل انگیز نشستند .
پی نوشت :
