هواللطیف
غیر اختصاصی زورنا!:لینک:http://www.ketabnews.com/detail-7398-fa-81.html
چرا کسی سر به بیابان نمینهد؟!
هر از گاهی نمیدانم حال و هوای همین اطراف ما عوض میشود یا دل مشغولیها جای خود را به دغدغهها میدهند و به ناچار ما را بر آن وا میدارند که باید چیزی نوشت ...
-قدیمترها که نوشتن با قلم حال و هوای خاص خودش را داشت! البته نه خیلی قدیم، همین ده پانزده سال قبل را میگویم که کامپیوتر تازه اختراع شده بود . البته در اینجا اختراع را فراگیر شدن معنی کنید ! برای نوشتن میبایست قلم را برمی داشتی و روی کاغذ میکشیدی و به قول اربابان جرایدقلم فرسایی میکردی! و... البته که نویسندگان و شاعران در این عصر همبرگز و پیتزا این چنین اند و ... ما نه !
کیبرد و صفحه نمایش و تایپ پر از اغلاط ما در این اوضاع و روزگار خودش عالمی دارد به یاد حرفهای چند روز پیش یک جمع فرهیخته افتادم که دوست عزیزم جناب مهدی نعلبندی به ان اشاره میکرد: عشق و عاشقیها قدیم و لیلی و مجنون و داستانهای سارای با این اتفاقات و عصر ارتباطات و چت، چگونه میتوانند متولد شوند؟
-قابل توجه دوستانی که از سنت و مدرنینته و تقابل آنها با هم دگر سخنها میگویند. در این عصر ارتباطها درد بی ارتباطی و فاصله عاشقان و معشوقان فرسنگها دور تر از زمان شیرین و فرهاد است .نمونه اش همین چتها و دوستیهای زود وصل و کسل آور و ...
راستی با این اوضاع عشق و عاشقی و وصلهای منفصل و سطحی چه دردی عظیمتر از نبود عاشقان سینه چاک و پاک...چرا کسی سر به بیابان نمینهد؟!
-در عصر ارتباطات بیارتباط مشکل دلتنگی با یک تلفن حل میشود! فراق و دوری در کمترین زمانها با ماشین و قطار یا هواپیما به دیدار و وصل منتهی و انتظار یار هم تبدیل به واژه ای به نام اوقات فراغت شده است که میتوان در آن مدت کتاب خواند و فیلم دید و تلویزیون تماشا کرد و الا ما شاالله
-ساده زیستی و بی پیرایگیها شاید در عصر ارتباطات و بمباران اطلاعات به دادمان برسد!این روزها که رمضان با حال و هوای خودش نظم خاصی هم بر زندگی ما داده است میشود دلتنگ خانه بابابزرگ شد به محله قدیمی عمه سری زد و رفت سراغ لحظههای ناب زندگی را گرفت به قول شاعر خوش قریحه جناب عبدالملکیان:
می شود برگشت برگشت/تا دبستان راه کوتاهی است/می شود از رد باران رفت/می شود با سادگی آمیخت/می شود کوچکتر از اینجا و اکنون شد/می شود کیفی فراهم کرد/دفتری را میشود پر کرد از آیینه و خورشید/در کتابی میشود روییدن خود را تماشا کرد/من بهار دیگری را دوست میدارم/اشتیاق چشمهایم را تماشا کن/می شود در سردی سرشاخههای باغ/جشن رویش را بیفروزیم/دوستی را میشود پرسید/چشمها را میشود آموخت/مهربانی کودکی تنهاست/مهربانی را بیاموزیم/
-چند روز پیش میهمان جمعی از متخصصان ارتباطات بودم! میهمان افطار این عزیزان بر سر سفره نان و بود و پنیر و سبزی و آب، به به که چه ارتباطی است دوری از این سفرهاهای رنگین سنگین، وقتی با همینها افطار کردم، یاد پیرمردی افتادم که در زمانهای دور - خدا رحمتش کند – احسان محرمش نان و پنیر و خاطره و زندگی بود البته بگذریم که این روزها نان و پنیر هم خودش برای خودش کسی شده است و از اقلام تشریفاتی به حساب میآید...
خبـر چیـز مهمی است كه لابد خیلیها نگارگری آن را عهدهدار دارند بر همین پایه میتوان نتیجه گرفت كه عزیزان نگارگر در عرصه خبر و یا به اصـطلاح >خبـرنگـاران< خوره شدید خبری دارند و صدالبته منظورمان از خـوره، علاقـه شـدید این گروه برای خبرساز كردن هر چیز دمدست اعم از جاندار و بیجان و ... میباشد.
بیانه در مورد گرمای بیش از حد هوا و اقدام عجیب استاندار آذربایجان شرقی
عده ای از هموطنان شمالغرب کشور در یک اقدام خود جوش بیانه ای در محکومیت گرمای بی سابقه و اقدام قابل تامل استانداری اذربایجان شرقی صادر کردند .
به گزارش خبرگزاری رسمی زورنویسان ایران (زورنا ) متن کامل این بیانیه که نسخه ای از آن به خبر گزاری زورنا ارسال شده است به قرار ذیل است :
بار دیگر دست پنهان و آشکار استکبار جهانی از حلقوم آستین گونه خودش بیرون آمد و مشت محکمی بر زبان وفک و دهان یاوه گری خودش زد ! و گرمای حاصل از استفاده های ناصحیح از طبیعت پیرامون که باعث گرمای بیش از حد کره زمین نیز شده است را ناگزیر به خطه قهرمان پرور آذربایجان رساند و هوای دلپذیر آن را به کلی زیر سوال برد .
ما عده کثیری از مردم آذربایجان که آستانه تحملمان نسبت به گرما خیلی کمتر از اهالی جنوب کشور و استان فارس است ضمن محکوم کردن این اقدام ! آن یکی دیگر اقدام یعنی تصمیم استاندار اذربایجان شرقی مبنی برتعطیل نبودن مراکز مختلف در استان را قلیلا و نه به آن شدت اولی محکوم کرده یادآور می شویم که جناب استاندار بنا به اعلان هواشناسی استان گرمای 39 درجه برای یک آذری بعنوان تقاص پس دادن گناهان در جهنم بشمار می رود و شمایی که از خطه همیشه شعر پرور استان همیشه در صحنه فارس تشریف آورده اید و آستانه گرمایتان در آن استان بالا رفته است می بایستی رعایت معلوم الحالهایی مثل ما را هم می فرمودید .
از آنجایی که همه مردم ایران یا به عبارتی همه مردم ایران به غیر از چند استان شمالغربی کشور تعطیل می باشند ما مردم بیانیه داده خودجوش اعلام می داریم هیئت دولت از این پس به جای محاسبه تعطیلی با میزان افزایش دمای کشور بعلاوه پارامتر ایکس مفروض استاندار درجه سیلسیوس، تغییریاتی در این فرمول بدهند و آن را با پارامترهایی همچون آستانه تحمل گرمای مردم هر استان نسبت به افزایش گرما برحسب درجه سلیسیوس محاسبه نمایند تا ضمن رعایت عدالت و حواشی آن، تصمیم مردمی تر نیز از آب دربیاید .
در این جای بیانیه ضمن محکوم کردن خودمان به علت استفاده نابجا از فرمول های فیزیک و ریاضی در یک بیانیه متقن اعلام می داریم متاسفانه چه بخواهیم و چه نخواهیم برخلاف تصمیم استاندار آذربایجان شرقی ما رسما و غیر رسما این چند روز را تعطیل کرده ایم و نای بیش ازاین بیانیه دادن را نیز نداریم و از مصرف برخی اقلام همچون « او آر اس » و باقی قضایا به تنگ آمده ایم و دنبال فرصتی می گردیم تا مشت محکمی را بر دهان استکبار جهانی و در راس آن، عاملین این گرمای غارتگر، بنوازیم .
انجمن حمایت از گرما زدگان شمالغرب کشور – تبریز
