آنچه گذشت:

وقتی رئیس حکم ریاستش را در دو دستانش گرفت ناگهان از سرش به جای دود یک جفت شاخ خوشگل گوزنی رویید و از آن رو دستور داد کلاهی بر سر ایشان بیاورند و آن کسی که کلاه را آورد کسی نبود جز «دستمالچی» معاون رئیس کل اسبق...

حال ادامه ماجرا:

به عنوان نگارنده این سطور قبلاً و همین حال و همچنین در آینده ،خطر دستمالچی اداره را گوش زد می کنم و اعتقاد دارم از عوامل استکبار جهانی این فرد خطرناکتر است و فرصت طلب!

 نگارنده زمانی را به یاد دارد که مردم در راهپیمایی­های 22 بهمن و قدس قبل از شعار دادن به عوامل استکبار جهانی مرگ بر گران فروش و کم فروش سر می دادند حال این دستمالچی ما در اداره مذکور چیزی شبیه پایگاههای دست نشانده عوامل خارجی اند که ...

 

_ استاد اجازه بدهید بی خود و بی جهت ذهن مخاطبان را مشوش نکینم ما عرایض را بیان می کنیم خودشان قضاوت می کنند.

به حضور تمامی علاقمندان برساند بنده «دستمالچی» به عنوان سوژه اصل کاری و پرسوناژ اول داستان برخی تجارب چندین ساله ام را بدون هر گونه چشم داشت ارائه می دهم پس در همینجا گفته باشم ایشان (نویسنده همین سطور) که این همه تهمت را به بنده وارد می دانند  آگاه باشند که حق خود را جهت دادخواست محفوظ می دانم و اگر لازم ببینم اقدام به اعاده حیثیت خواهم کرد.

 

 

_ پیش تر گفته باشم این جماعت خودشان را اینگونه تحمیل می کنند و عمری به سیاست بازی خو گرفته اند ما ( نویسنده این سطور!) از  آن بیدها نیستیم که با این بادها بلرزیم اجازه صحبت می دهیم تا تجربه هاشان را بفرمایند و جماعت مستفیذ شوند!

 

 

_ پاسخ به ایشان را می گذاریم برای وقتی دیگر و مهمترین وظیفه  خود را که بحق انتقال تجربه  است را به کار می بندیم  تا در این روزگار  وانفسا هیچ ارگان و سازمان و اداره ای بی دستمالچی نمانند . هرچند که کلاسهای خصوصی انواع دستمال کاری ها را برای تمامی مبتدیان تازه وارد با چندر غازی حق التدریس در اکثر آموزشگاه ها آموزش می دهیم  اما جراید به علت مخاطبان خاص خود در اولویت قرار دارند و من « دستمالچی »  بی هیچ چشم داشتی برخی نکته های کلیدی را در اختیار خواهم گذاشت .

نکته مهم :مسئله اساسی این است  که ما چگونه باید با این دردانه های بزرگوار همیشه دوست باشیم مهم است . ما در پی آموزش برخی مثالهای کاربردی را برایتان خواهیم آورد و چون تغییر ریاست در اداره ما هم اکنون اتفاق خاص تلقی می شود بهتر می توانیم با نمونه عملی دروسمان تفهیمی تر کرده و نتیجه رضایت بخشی بگیریم .

 

 

فصل اول :

 رییس فردی است دوست داشتنی چه بخواهید چه نخواهید

 برخی مفاهیم اساسی را در تعریف روابط با رئیسانتان حتما در نظر بگیرید .دوست داشتن یا متنفر بودن این مسئله نیست به هر حال کلید طلایی در دستان رئیس شماست پس بی خود و بی جهت از هیچ رئیسی متنفر نباشید دوست داشته باشید فت و فراوان، همیشه ازخودتان بپرسید چرا نباید عاشق رئیس خود شد؟

اختلاف در هر اداره ای ناگزیر است اما باید دانست که نمک اداره همین اختلافات است. نکته اساسی این است که بدانید همیشه حق با رئیس است پس یادتان باشد: اختلافتان را زود حل کنید و جایی برای انتقام گیری- نگذارید رئیسان خوب برایشان انتقام گرفتن خیلی آسان است این خط قرمز را فراموش نکنید. راههای زیادی غیر از به دست و پا افتادن برای بازسازی پل های خراب شده بین شما و رئیستان است ما به چند مورد اساسی اشاره خواهیم کرد.