درس فرصت طلبی 2

فصل ارتباط با رییس

 (استاد دستمالچی )

هفته گذشته هشت مورد از راه کارهای مهم پیرامون استفاده بهینه از فرصتها و فرصت طلبی ها و چالشهای پیش رو به طور اجمال بیان گردید.آنچه باید به این گفته ها اضافه شود:

 

همیشه خونسرد باقی بمانید. قصد شما خوشحال کردن رییس است و نباید به این موضوع فکر کنید که ممکن است رییس در قبال شما چه واکنشی نشان داده و چه خیال بافی هایی در ذهن خود انجام دهند. اگر این کار را انجام دهید، آنوقت تمام تاثیر این کار نمایان خواهد شد، و تبدیل به یک دستمالمند ( مقامی در رتبه دستمالچی ها ) می شوید که فقط در پی راضی کردن رییس است.باید بدانید  کسی که

نیازهای شخصی اش را زیر پا می گذارد تا رییس دوستش بدارد می تواند بهترین سواستفاده ها یا فرصت طلبی ها را داشته باشد  این یک سرمایه گذاری است نه خرج اضافی  باید همیشه به خاطر داشته باشید که رییس دراوایل کار  آنقدر کارهای متنوع دارند که نمی تواند همواره به شما فکر کند. بیشتر اوقات در مورد خودش و کارهایی که باید انجام دهد، فکر می کند پس  از وی سلب آسایش کنید  در همه جای دیدگاه وی پرسه زنید تا همیشه جلوی چشم باشید !

میزان جذابیتی که می توانید بدست آورید، به میزان خلاقیت شما در تحسین کردن رییس بستگی دارد. تعریف ها و تحسین های خود را با لحنی قاطع اما در عین حال شاعرانه بیان کنید. هیچ اشکالی ندارد که چند قطعه از قبل آماده شده را در ذهن داشته باشید تا در زمان تحسین کردن از فردی بیان کنید، اما افراد فرصت طلب و دستمالمند کسانی هستند که بتوانند در همان لحظه چیزی را ابداع کنند و نوآوری به خرج دهند. اگر ذهن شما خلاقیت داشته باشد و دائماً ابداع و نوآوری کنید، دیگر نگران تکرار مکررات هم نخواهید شد.

گاهی اوقات مجبور می شوید عقایدی را بیان کنید که شاید کمتر اتفاق می افتد رییس نظر مثبتی نسبت به آن داشته باشند. در چنین شرایطی می توانید این کار را با قدری شوخی بیامیزید. شوخی و خنده مانند قاشق پر از شکری هستند که به بیمار کمک می کنند دارو را راحت تر فرو ببرد. اگر این زوش نشد از روش کپسول و در مواقع ناچاری حتما آمپول کار ساز خواهد شد که در این جا فعلا مورد بحثمان نیست  والا کلی در مورد آن می شود بحث کرد .

همدلی یکی از ملزومات بی چون و چرای فرصت طلبی است. باید بدانید که چه چیزهایی رییستان  را سر حال می آورد  و چه مواردی موجبات ناراحتی آن را فراهم می آورد، آنوقت می توانید بهترین انتخاب را در مورد آنها داشته باشید.

 نکته : اگر احساس می کنید که به یکباره نمی توانید عضلات صورت خود را رها کنید، می توانید این کار را از شانه های خود شروع کنید، اگر از جای اصلی خود بالاتر آمده باشند، نشان دهنده این مطلب هستند که شما قدری عصبی هستید. آنها را به سر جای خودشدان بازگردانید، ژست عمومی بدن خود را تصحیح کنید، نفس عمیقی بکشید و لبخند بزنید.

هشدار : از بحث و جدل بپرهیزید. باید بدانید  شما نمی توانید  با این روش 100%  در کار خود موفق باشید. چیزهایی که بر زبان می آورید باید برای رییستان  خوشایند باشد. زمانی که احساس کردید دلتان می خواهد در یک بحث شرکت کنید، از خودتان بپرسید که: "آیا واقعاً لازم است که در همین لحظه، نظر خودم را مطرح کنم؟" اگر احساس می کنید که هیچ گونه الزامی در این کار وجود ندارد، بنابراین قدری بذله گویی کنید و مطرح کردن نظر خود را بگذارید برای یک وقت دیگر ! که فصل بسیار مهمی است که بعدا به آن می پردازیم.

نکته :هیچ گاه به جوک هایی که خودتان تعریف می کنید، نخندید. این کار سیمای قشنگی ندارد. می توانید لبخند بزنید؛ همین کفایت می کند، اصلاً هم ناراحت نشوید اگر رییس به آن نخندید. گاهی اوقات افراد متوجه جوک نمی شوند.(نفهمند) این امر باید برای خود رییس ناراحت کننده باشد که متوجه منظور شما نشده است

هیچ گاه در مورد مسائل مختلف توضیح بیش از اندازه ندهید چون صرفاً ارزش گفته های خود را از بین می برید. این کار نشان دهنده این مطلب است که شما از اعتماد به نفس پایینی برخوردار هستید و به سختی می توانید باور کنید که رییس حرف های شما را متوجه شده اند. همچنین ممکن است این سوء تفاهم را نیز ایجاد کند که شما به رییس خود اعتماد ندارید و تصور می کنید که نفهم است !

زمانیکه نکات غیر ضروری را از گفته های خود حذف می کنید، رییس با اشتیاق بیشتر به حرف های شما گوش می دهد. با این کار ممکن است که برای کسب اطلاعات بیشتر نیز وارد بحث شده و سوالاتی را مطرح کنند. باید اعتماد کنید که مخاطبتان حساب دو دوتا چهارتا سرشان می شود. اگر هم بگوید 5تا همین خوب است که نمی فهمد!

ادامه دارد ...