تبلیغات
::زورنا:::::::::zoorna.ir::

او باعث شیرینی قند فریمان است...

دوشنبه 26 مهر 1389 04:45 ب.ظ
طبقه بندی: زورنا روز، 

در كشور ایران كه دلتنگی فراوان است
كنجی برای گریه، ای مردم! خراسان است
كنجی كه جذاب است مثل خال كنج لب
كنجی كه در واقع تمام خاك ایران است
در نقشه سمت چپ، كمی بالا، طپش دارد
این نقشه انسان است و مشهد قلب انسان است
مشهد شهادت میدهد در خاك من گنجیست
در آسمان فوج كبوترها نگهبان است
در دلنشینی این عروس از رامسر بهتر
او باعث شیرینی قند فریمان است
***
آقا! كمی هم درد دل دارم، اجازه هست؟
با آنكه پیش از گفتنش شاعر پشیمان است!
همسایه ما سالها حرف از حرم میزد
او مرد و از این قصه فرزندش پریشان است
دیروز میخواندم شما حج فقیرانید
امروز دور از دسترس حج فقیران است
هركس كه دست و بال او تنگ است، لایق نیست؟
یا هر كه پولش بیشتر باشد مسلمان است؟
***
یك لحظه خوابم برد، گویا در حرم هستم!
اینجا كه حالا ایستادم زیر ایوان است
پشت سرم مردی زیارتنامه میخواند
از ظاهر او میشود فهمید چوپان است
از روستای كوچكی اطراف مشهد یا
از پیرمردان عشایر از لرستان است
یك چوبدست و سفره نانی خشك پهلویش
انگار در جیب كتش یك جلد قرآن است
دستش به روی شانهام ناگاه، «امری بود؟»
میخندد و زیر لبش این بیت پایان است
مشهد، مدینه، كربلا را در خودت دریاب!
جانان تو هستی، گنبد و گلدسته بیجان است!

* عباس سودایی


یادداشت زورنا

دوشنبه 15 شهریور 1389 11:59 ق.ظ
طبقه بندی: زورنا روز، 

چرا کسی سر به بیابان نمی‌نهد؟!

هر از گاهی نمی‌دانم حال و هوای همین اطراف ما عوض می‌شود یا دل مشغولی‌ها جای خود را به دغدغه‌ها می‌دهند و به ناچار ما را بر آن وا می‌دارند که باید چیزی نوشت ...
-قدیمتر‌ها که نوشتن با قلم حال و هوای خاص خودش را داشت! البته نه خیلی قدیم، همین ده پانزده سال قبل را می‌گویم که کامپیوتر تازه اختراع شده بود . البته در اینجا اختراع را فراگیر شدن معنی کنید ! برای نوشتن می‌بایست قلم را برمی داشتی و روی کاغذ می‌کشیدی و به قول اربابان جرایدقلم فرسایی می‌کردی! و... البته که نویسندگان و شاعران در این عصر همبرگز و پیتزا این چنین اند و ... ما نه !
کیبرد و صفحه نمایش و تایپ پر از اغلاط ما در این اوضاع و روزگار خودش عالمی دارد به یاد حرف‌های چند روز پیش یک جمع فرهیخته افتادم که دوست عزیزم جناب مهدی نعلبندی به ان اشاره می‌کرد: عشق و عاشقی‌ها قدیم و لیلی و مجنون و داستان‌های سارای با این اتفاقات و عصر ارتباطات و چت، چگونه می‌توانند متولد شوند؟
-قابل توجه دوستانی که از سنت و مدرنینته و تقابل آنها با هم دگر سخن‌ها می‌گویند. در این عصر ارتباط‌ها درد بی ارتباطی و فاصله عاشقان و معشوقان فرسنگ‌ها دور تر از زمان شیرین و فرهاد است .نمونه اش همین چت‌ها و دوستی‌های زود وصل و کسل آور و ...
راستی با این اوضاع عشق و عاشقی و وصل‌های منفصل و سطحی چه دردی عظیم‌تر از نبود عاشقان سینه چاک و پاک...چرا کسی سر به بیابان نمی‌نهد؟!
-در عصر ارتباطات بی‌ارتباط مشکل دلتنگی با یک تلفن حل می‌شود! فراق و دوری در کمترین زمان‌ها با ماشین و قطار یا هواپیما به دیدار و وصل منتهی و انتظار یار هم تبدیل به واژه ای به نام اوقات فراغت شده است که می‌توان در آن مدت کتاب خواند و فیلم دید و تلویزیون تماشا کرد و الا ما شاالله
-ساده زیستی و بی پیرایگی‌ها شاید در عصر ارتباطات و بمباران اطلاعات به دادمان برسد!این روزها که رمضان با حال و هوای خودش نظم خاصی هم بر زندگی ما داده است می‌شود دلتنگ خانه بابابزرگ شد به محله قدیمی عمه سری زد و رفت سراغ لحظه‌های ناب زندگی را گرفت به قول شاعر خوش قریحه جناب عبدالملکیان:
می شود برگشت برگشت/تا دبستان راه کوتاهی است/می شود از رد باران رفت/می شود با سادگی آمیخت/می شود کوچکتر از اینجا و اکنون شد/می شود کیفی فراهم کرد/دفتری را می‌شود پر کرد از آیینه و خورشید/در کتابی می‌شود روییدن خود را تماشا کرد/من بهار دیگری را دوست می‌دارم/اشتیاق چشم‌هایم را تماشا کن/می شود در سردی سرشاخه‌های باغ/جشن رویش را بیفروزیم/دوستی را می‌شود پرسید/چشم‌ها را می‌شود آموخت/مهربانی کودکی تنهاست/مهربانی را بیاموزیم/
-چند روز پیش میهمان جمعی از متخصصان ارتباطات بودم! میهمان افطار این عزیزان بر سر سفره نان و بود و پنیر و سبزی و آب، به به که چه ارتباطی است دوری از این سفرها‌های رنگین سنگین، وقتی با همین‌ها افطار کردم، یاد پیرمردی افتادم که در زمان‌های دور - خدا رحمتش کند – احسان محرمش نان و پنیر و خاطره و زندگی بود البته بگذریم که این روزها نان و پنیر هم خودش برای خودش کسی شده است و از اقلام تشریفاتی به حساب می‌آید... 


چگونه خبر بنگارید!

شنبه 16 مرداد 1389 12:55 ب.ظ
طبقه بندی: زورنا روز، 

خبـر چیـز مهمی است كه لابد خیلی‌ها نگارگری آن را عهده‌دار دارند بر همین پایه می‌توان نتیجه گرفت كه عزیزان نگارگر در عرصه خبر و یا به اصـطلاح >خبـرنگـاران< خوره شدید خبری دارند و صدالبته‌ ‌منظورمان از خـوره، علاقـه شـدید این گروه برای خبرساز كردن هر چیز دم‌دست اعم از جاندار و بی‌جان و ... می‌باشد.
پیـرامـون بحث خبر و خبرنگار تـوصیـه‌های گرانبهایی را جمع‌آوری نمـوده‌ایـم كـه بـه علـت نیاز جامعه خبرنگاران عزیز به آنها آن را در همین جا ذكر خواهیم نمود. لازم به ذكر است بـه زودی كتـاب آمـوزش خصوصی >چگونه خبر بنگارید< را هم منتشر خواهیم كرد.
ابتدا ضمن تشكر از روز خبر و خبـرنگـار و ملزومات جانبی، آن را گـرامـی‌داشتـه‌و وارد بحـث خودمان مــی‌شـویـم. اسـاتیـد اطلاع‌رسـانـی مهمترین بارزه یك خبر را نو بودن آن می‌دانند در غیر این صورت عقیده دارند خبر به درد لای جرز می‌خورد هر چند خود لای جرز در بعضی موارد علـی‌الـخـصـوص در روزنـامـه‌ها و نشریات محلی خودمان بسیار سودمند و مفید است برای مثال خبر افتتاح كارخانه درب سبز نوشابه سون‌گون می‌تواند 15 روز تا یك ماه حتی بیشتر بعنوان رپرتاژ بر حال اصحاب روزنامه مفید واقع شود و در این جاست كه اساتید اطلاع‌رسانی عقیده پیدا می‌كنند خبر الزاماً گزارش رویداد (تازه‌ها) نیست چون در برگیرنده زوایای جدیدی از آنچه كه قبلاً رخ داده است می‌تواند باشد.
عزیزان خبرنگار چندین مرتبه این جمله را شنیده یا خوانده‌اند كه: اگر یك نفر سگی را گاز بگیرد، خبر است ولی برعكس اگر سگی، فردی را گاز بگیرد، خبر نیست البته نباید فراموش كرد كه در بعضی موارد گاز خودش وارد صحنه شده یكنفر را به شدت می‌گیرد!
خود خبر در تعریف خودش هر از چندگاهی دچار ضد و نقیص هم مـی‌شـود مـی‌گویند خبر، ماده اولیه روزنـامـه اسـت یـا چـیزی است كه روزنامه‌نگاران آن را می‌سازند و این تـعـریـف بـا تـعریف: خبر یك حق اجتماعی است، نه یك كالا تجاری در بـعـضـی مـوارد كـمـی شاخ به شاخ می‌شوند.
مـثـال: مـش مـمـد بـقال محل بهترین‌ها را در مغازه‌اش جمع‌آوری كـرده اسـت (به نقل از نشریه زنان محله) اگر دقت كرده باشید این جمله خبری در اصل تولید مشترك خود مش مـمد و زنش مه‌لقاست كه یك حق اجتماعی را تبدیل به كالای تجاری كرده اسـت شـمـا مـی‌توانید از این نوع؛ تبلیغات انتخاباتی، عملكردهای كذایی مسئولان و انواع اقسام تجارت خبری را شاهد باشید پس در هنگام مطالعه روزنامه باید خیلی دقت شود تا حق اجتماعی را با كالاهای تجاری اشتباه نگیرید!
در ادامـه می‌خواهیم ارزشهای خـبـری یـا به تعبیری ساده‌تر اخبار ارزشمند را مورد بررسی قرار دهیم اصولاً به فرموده بزرگان كه یك نمونه آن هم ابوی بنده می‌باشند هر چیزی كه نتوان از آن پولی به كف آورد نه تنها ارزشـی نـبـایـد داشـتـه‌ ‌بـاشـد بلكه ضدارزش محسوب می‌شود در این مورد به مثال گوهرباری از ابوی را در قالب یك نمونه از سفارشات ارزنده‌ ایشان ذكر می‌كنیم:
ای پسر بدان و آگاه باش هر چیزی قیمتی دارد و قیمت یعنی ارزش! یادت باشد هر نفسی كه فرو می‌رود ممد حیات است و سعدی یادش رفته‌است كه قیمت خاص خود را دارد قیمت عمر آدمی‌ نفسی است كه می‌كشد خدا بگویم چه‌ات كند ای پسر كه این همه مفت نفس می‌كشی و اكسیژن حیف و میل‌می‌كنی!
در خصوص ارزش خبر نباید فراموش شود كه پژوهشگران عرصه ارتباطات گفته‌اند داوری در قــبـــال خــبـــر و ارزش آن، روزنامه‌نگاران را از دیگران ممتاز می‌سازد حال اگر قیافه‌ای در جمع دیگران، جلب تـوجـه كـردتعجب نكنید آن شخص یك خبرنگار است!
خبرنگار كار آزموده هر گاه كه می‌خواهد رویدادی را به خبر تبدیل كند عناصر خبر را باید در نظر قرار دهد.
برای درك مفهوم اركان ششگانه»‌ خبر مثالی می‌آوریم:
مثال: تعدادی از افراد یك مجموعه طی پروسه مشخصی با یك روش خاص و به علت نامعلومی‌شكر‌خوردند!
اركان خبر: چه كسی (كه)؟ - كجا؟ - چه وقت (كی؟-) چطور (چگونه؟-) چرا؟ - چه چیزی (چه؟(
در ایـن جمله ضمن رعایت تمامی‌ ‌اركان كامل یك خبر شنونده در كف شدید قرار می‌گیرد و مهمتر این كه‌هیچ گونه عوارض جانبی خبرنگار را تهدید نمی‌كند
سعی كنید اخبار مهم و موضوعات پـیچیده‌ای چون اختلاس، انواع و اقسام فسادها‌ی مالی و سوتی‌های مختلف را با درج منبعی بنام >منبع آگاه< مطرح نمائید بخاطر داشته‌باشید مسائل ساده‌ای همچون آفتابه دزدی را می‌توانید به صورت شفاف با عكس طرف در كنار آفتابه و درج مشخصات كـامـل فـرد اطلاع‌رسانی كرد چون اتفاق خاصی نمی‌افتد و تبعات جانبی ندارد.
یكی دیگر از مسائل مهم در خبر، دروازه‌بانی خبر است اگر خبر بعنوان توپ فوتبال در نظر گرفته‌شود اگر بخواهید از این طرف زمین‌به آن طرف زمین‌پاس داده شود هر شوت خود دروازه‌بانی می‌خواهد تا صحت و سقم آن حفظ شود و به گل منجر گردد.
شما می‌توانید برای دروازه‌بانی خبر یك نفر دروازه‌بان مطمئن را انتخاب و در غیر این صورت خود دروازه را جابجا نمائید چون خبر توپ گرد است و بعضاً هر جا دلش خواست می‌رود پس مواظب دروازه خبر باید بود.
در مـــورد اصـــول حـــرفـــه‌ای در روزنامه‌نگاری خیلی چیزها را باید رعایت كرد می‌گویند مردم حق دارند از طریق اطلاعات دقیق و جامع به تصویری عینی از واقعیت دسـت یـابـنـد پس حق ندارند از طریق اطلاعات غیردقیق و غیرجامع به تصویری غیرعینی دست یابند.
بعضی اوقات چون تعریف خاصی از حق صورت نمی گیرد مردم سردرگم شده و اتفاقات اینچنینی دور از دسترس نیست.مـثـال: بـرخـی مـنـابـع آگاه خبر از راهپیمایی بی‌هدف عده‌ای از مردم داده‌اند كه نسبت به جداسازی سره از ناسره در موضوع خبر و حق آنها دست به تجمع گسترده  زدند و به غیر از ماهواره‌های بیگانه بی‌خیال تمام خبرهای نشریات و تلویزیون شده‌اند!
تـعـداد زیادی از اصول بین‌المللی اخـلاق حـرفه‌ای هم موجود می‌باشد كه خلاصه آن می‌شود خبرنگار باید اِند مرام بوده و همه چیز را اصولاً رعایت كند.
به همین مقدار فعلاً بسنده می‌كنیم و بـقـیـه را به كلاسهای آموزشی خصوصی واگذار می‌نمائیم.


خدایا دلی آفتابی بده

یکشنبه 23 خرداد 1389 11:42 ق.ظ
طبقه بندی: زورنا روز، 

 
چرا عاقلان را نصیحت کنیم؟
بیایید از عشق صحبت کنیم

تمام عبادات ما عادت است
به بی‌عادتی کاش عادت کنیم

چه اشکال دارد پس از هر نماز
دو رکعت گلی را عبادت کنیم؟

به هنگام نیّت برای نماز
به آلاله‌ها قصد قربت کنیم

چه اشکال دارد که در هر قنوت
دمی بشنو از نی حکایت کنیم؟

چه اشکال دارد در آیینه‌ها
جمال خدا را زیارت کنیم؟

مگر موج دریا ز دریا جداست؟
چرا بر «یکی» حکم «کثرت» کنیم؟

پراکندگی حاصل کثرت است
بیایید تمرین وحدت کنیم

«وجود» تو چون عین «ماهیت» است
چرا باز بحث «اصالت» کنیم؟

اگر عشق خود علت اصلی است
چرا بحث «معلول» و «علت» کنیم؟

بیا جیب احساس و اندیشه را
پر از نُقل مهر و محبت کنیم


پر از «گلشن راز»، از «عقل سرخ»
پر از «کیمیای سعادت» کنیم

بیایید تا عینِ «عین القضات»
میان دل و دین قضاوت کنیم

اگر سنت اوست نوآوری
نگاهی هم از نو به سنت کنیم

مگو کهنه شد رسم عهد الست
بیایید تجدید بیعت کنیم

برادر چه شد رسم اخوانیه؟
بیا یاد عهد اخوت کنیم

بگو قافیه سست یا نادرست
همین بس که ما ساده صحبت کنیم

خدایا دلی آفتابی بده
که از باغ گلها حمایت کنیم

رعایت کن آن عاشقی را که گفت:
«بیا عاشقی را رعایت کنیم»*

* اشاره به شعر:
بیا عاشقی را رعایت کنیم
ز یاران عاشق حکایت کنیم
سروده‌ی مرحوم سیدحسن حسینی

زنده‌یاد قیصر امین پور


یا مقلب القلوب و...

شنبه 29 اسفند 1388 06:30 ب.ظ
طبقه بندی: زورنا روز،  زورنا دانلود، 

یا مقلب القلوب و...

ای مهربان خدا...برای دانلود


مراقب

پنجشنبه 1 مرداد 1388 03:54 ب.ظ
طبقه بندی: زورنا روز، 


خبرگزاری زورنا –شهریار –سازمان فرهنگی هنری

پنجشنبه 24 اردیبهشت 1388 07:28 ب.ظ
طبقه بندی: زورنا روز، 

اشاره: خبرگزاری زورنا هر چند به صورت «نرم» اما با سابقه ای که از آن سراغ داریم هر از چند گاهی برخی یادداشتها و وقایع را جهت تنویر افکار عمومی منتشر می کند، به تازگی یادداشت تحلیلی مدیرمسئول این خبرگزاری ما را بر این داشته است عین مطلب را در خروجی این خبرگزاری جهت بهره برداری دوستان و مخاطبان منتشر نماییم:

 

«روزی که وارد سازمان فرهنگی هنری شدم نقش خبرگزاری ها را بیش از هر چیزی رویت نمودم و با دوستان در حالی که هنوز به قول «چله» عزیز سازمان روی کاغذ بود تصمیم به راه اندازی خبرگزاری شهریار(محل تولد آن سازمان فرهنگی هنری است) گرفتیم تا علاوه بر کاغذ این سازمان و مجموعه شهرداری تبریز را مجازی هم بکنیم.

خبرگزاری شهریار که هنوز هم وقتی به آن مراجعه می کنم کنف می شوم!- چرا که از آن زمان تا به حال (دو سه سال می شود) سازمان فن آوری شهرداری نخواسته ویا نتوانسته عیبها و نقایض آن را برطرف کند- و من آن روزها به این نتیجه رسیدم که سازمان هم ایضاً نقایصی خواهد داشت که هرگز برطرف نخواهد شد که می توان بعنوان نمونه نبود یک عدد ساختمان برای خود سازمان (اسم طویل آن را در نظر بگیرید: سازمان فرهنگی هنری شهرداری کلانشهر تبریز ) تا از اجاره نشینی خلاصی یابد ویا عدم تخصیص فرهنگسراها به سازمان که سازمان بدون فرهنگسرا در کلانشهر به چه کار آید خدا داند!

و یک یا چند نفر تا آن زمان می توانند خودی در یک مجموعه نشان دهند که خود مجموعه بخواهد و اگر این عزم نباشد بهتر که نتنها خبرگزاری شهریار نباشد و آن را بی خیال شد بلکه خود زورنا هم لطف وصفایی ندارد.

سید ناظمی را از سازمان فرهنگی نمی شناسم پس به یقین به این حرفم معتقدم که در مجموعه ای که توسط او سالیانی است بر پاست بهتر از سازمان فرهنگی می شود کار کرد چرا که همین کار را هم می کنیم ...

در آن زمان قرار بود  در افقی که از خبرگزاری شهریار ترسیم کرده بودیم به روزنامه شهر تبریز برسیم و از آن سازمان تنها روزنامه شهر را منتشر کنیم اما تنها با ترک شهریار بود که به لطف الهی همین کار را نه در شهرداری بلکه با دوستانی همدل به ثمر رساندیم هر چند هنوز نوپاست و ...

 

یک پیشنهاد:

بر این عقیده­ام که سازمان فرهنگی هنری می تواند خبرگزاری دایر نماید اما هیچ خبرگزاری توان راه اندازی سازمان فرهنگی هنری را نخواهد داشت چرا که جنس کار و مجموعه و زیرمجموعه ها بحثی است که می شود روی آن ساعتها بحث کرد اما از همین جا اعلام می کنم خبرگزاری زورنویسان ایران به خاطر مجموعه زورنویس آن و اهالی محترم آن تنها خبرگزاری در سطح کشور است که می تواند و توانایی اداره شهرداری تبریز بعلاوه مجموعه سازمان فرهنگی هنری را عهده دار شود چرا که می داند:

زندگی عرصه یکتای هنرمندی ماست

هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود

صحنه پیوسته بجاست

خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد...

 

مدیرمسئول خبرگزاری زورنویسان ایران

زورنا

 

رونوشت:

1-     با آروزی موفقیت هر چه بیشتر برای مدیرعامل قبلی سازمان جناب آقای سیدقاسم ناظمی

2-     همچنین با آروزی موفقیت برای عزیزان این عرصه که جدیداً وارد سازمان شده اند

3-     جهت انتشار در خبرگزاری زورنا


  • تعداد صفحات :7
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  

روزنوشت مرسوم اهالی وب را تبدیل به « زورنوشت » کرده ایم، چرا که روزنوشت نسبت به اتفاقات روزانه بیشتر تحمیلی نوشته می شود تا انتخابی ! خبرگزاری زورنا خبرهایی از گذشته و حال و آینده را در اختیار مخاطبان قرار خواهد داد که این مقوله خبررسانی برای اولین بار آن هم در شهر اولینها در نوع خود بی نظیر می نماید...


تازه ترین و مهمترین خبرها را در این جا بخوانید:

نظرسنجی

  • شما زورنا را چگونه ارزیابی می کنید؟

آمار

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

تصویر روز

وضعیت آب و هوا