هواللطیف

ریشه تاریخی «بادنجان دور قاب چین ها»
نسخه ای برای پسران و دختران ترشیده!
لطفاً نام نویسنده را عنایت فرمایید
مدیرانِ حاجی آمدند، حالمان خوب خواهد شد
یک شایعه بسیار بسیار دروغ!!
مقبره الشعرای بی صاحب!
تا چه قبول افتد...
آقای فرماندار! التماس دعا
ترک کنید این افیون را
شروط لازم برای پذیرایی با «ساققیز»
«پایان نامه» می نویسیم!
و هزار و یک مطلب خواندنی را همین جا بخوانید!

چندی پیش به تشویق و ترغیب یکی از آشنایان، همراه ایشان شدم تا در یک عدد! مراسم اختتامیه فلان مدرسه راهنمایی از نوع غیرانتفاعیش شرکت کنم.
گویا فرزند بزرگوار ایشان در نمایش پایان مراسم، نقش معلم عربی را عهده دار بودند و بنده نیز که علاقمند هنر نمایی ایشان بودم به زور هم که شده میبایستی تمامی جزء به جزء مراسم مذکور را متحمل میشدم.
خستگی بعد از ظهر و چرتزدنهای گاه و بیگاه برای کسی که آن چنان اهمیتی به آموزش فرزندش نمیدهد طبیعی است (به علت فقدان فرزند!) علی الخصوص که ناهار نیز جدیداً صرف شده باشد و خستگی کار روزانه هم بر سنگینی چشم اثر مضاعف گذارد.
مراسم شروع شد و تاجایی که مدیریت محترم سخنرانی نکرده بودند قابل تحمل، اما از آن جا به بعدش گاه و بیگاه به خاطر صدای ناخراشیده مدیر، آرامشمان به هم می خورد و به زور، اطلاعات آماری همراه با اعداد و ارقام مربوط به عملکرد مدرسه دریافت میشود البته وقتی فضا را برای قیلوله مناسب مییابم این فرصت عزیز را از کف نمیدهم.
اعداد و ارقام پشت سر هم با مقایسههای نموداری و به صورت تصویری پشت سر هم رژه میروند؛ کل این مدرسه 6 عدد کلاس در 3 عدد! سطح دارد اما آمار آرائه شده توسط مدیریت تمامی احتمالات مقایسهای را بیان می کند و شما فکر کنید اگر بخواهید نمرات دانشآموزان هر کلاس را همراه با میانگین، مُد، انحراف معیار و ... تحویل حاضران بدهند چه فاجعهای رخ می دهد!
و این فاجعه باعث ایجاد حال عجیبی در بنده میشود! همان جاست که دریافت غیبی در خواب و بیداری (میان هر دو) عارض میشود و پردهها کنار میروند. ای دل غافل تنها معیار این همه دانشآموز چیزی است به نام عدد! دور از حضور و رویم به دیوار، این عداد را می شود مثلا در مورد گوسفندان هم به کار برد و آنها را از لحاظ وزن، مقدار شیر و کیفیت گوشت با هم مقایسه کرد و دست آخر هم نتیجه گرفت چقدر پیشرفت حاصل شده است. ( آنهم از نوع پیشرفت تحصیلی!) خواب خوش ما با این مکاشفه به هم میریزد و آشفته از خواب میپرم و به گذشته تحصیلی خود بد و بیراه میگویم و از در خارج و مراسم را هذیان گویان ترک می کنم .ناخودآگاه این خزعبلات حکیمانه را زمزمه میکنیم:
ببین احاطه کرده است عدد
فکر خلق را
ببین برادرت شهید شد عدد بده
مچاله شو به جوی آب شو روان، عدد بده
زباله شو به گوشهای غمین هزار ساله شو عدد بده
این قرار عاشقانه را، عدد بده
شور و حال عارفانه را عدد بده
...
این مکاشفه اعداد ما را هم حساب کن!

متنفرم! از مركز شهر با تمام زشتی هایش. متنفرم از عادتی كه دچارش شده ایم و از كنار این همه كراهت و بدقوارگی به آسانی می گذریم. بازار تبریز و مركز شهر نمونه كوچكی از تبریز بزرگ است. تصور كنید اگر بخواهید از یك سوی شهر به آن سوی شهر عزیمت كنید باید از این منطقه بگذرید. مركز شهر تبریز، انواع فرهنگ های موجود را به نمایش می گذارد!
**
كلاه ها و سرها!
داد و ستد است در مركز شهر. اجناس دست به دست می شوند. همه اهل بازار منفعت می برند. جمعیتی روانه بازارند تا توسط دستی جنس مورد نیازشان را تحویل بگیرند. جالب است. دستان نامرئی، كلاه های نامرئی را همراه جنس بر روی سر مشتری می گذارند البته خیلی ها ككشان هم نمی گزد! انصاف در مركز شهر و جابجایی كلاه ها و هزار و یك مسئله خرد و كلان نشان دهنده وضعیت شهر است.
جهت اطلاع بیشتر جالب است بدانید اولین شایعه كمبود مواد غذایی در كشور، از تبریز صادر شد! قند و شكر و شایعه كمبود آن، كلاه های سر به سر شده را به شدت افزایش داد.
راستی آخر چه كسی گفته است كه اگر زهرمار گران شد همه باید برای خرید آن صف بكشند؟!
***
تلاقی فرهنگی توسط پل مكانیزه
تلاقی فرهنگ در مركز شهرتوسط دو دستگاه! پل عابر پیاده مكانیزه صورت می گیرد. كافی است بالای پل عابرپیاده ایستاده باشید و مردم را از همه قشر زیر نظر بگیرید. در این مكان است كه مردم با فرهنگ و بی فرهنگ! چنان در هم لولیده اند كه تفكیك ایشان، مخصوصاً در ساعات اوج ترافیك عملا غیرممكن می شود .
به هر حال به خاطر نظم دادن به فرهنگ مردم و رعایت حال ماشین های سواری، نرده كشی شده است. اما كو گوش شنوا؟! برخی اعتقادی به میله های فلزی وسط خیابان ندارند چون معتقدند كه با زور نمی شود فرهنگ را ساخت.این افراد به راحتی همانند ورزشكاران پرش ارتفاع، از روی میله ها تردد می نمایند!
البته اینجانب هم اگر قادر بر عبور از روی این نرده ها بودم، نه از باب بی فرهنگی بلكه جهت اعتراض، به پرش متوسل می شدم. میله های رنگ و رو رفته و شبیه میله های زندان، فقط به درد پرش می خورند و بس!
***
مناظر بسیار زننده مركز شهر تبریز، از توالت عمومی مولانا! گرفته تا همه و همه كه بارها با عكس و بی عكس در پاتوغ خانا به آن پرداخته شده، مشتی است نمونه خروار. هر مسافری كه به تبریز و مركزش سفر می كند، چهره شهر را با این همه آشفتگی چگونه خواهد دید؟ براستی كه شهر دوست داشتنی من وحشتناك است.

گلاب رویان در جمع خبرنگاران:
خدمت مدیران اصلح توالتهای عمومی، خدمت به بشریت است.
درآمد بالا و سود عاید شده از سرمایه گذاری مطمئن در قالب طرحهای کوتاه مدت زودبازده باعث شده است که اقبال عمومی مردم جهت ساخت و ساز توالتهای عمومی بالا رود.
به گزارش انجمن صنفی دستشویی و توالتداران عمومی گلاب رویان، رئیس صنفی و مدیرعامل بهینهسازی دستشوییها و توالتهای خصوصی و عمومی ضمن ارایه این خبر گفت: ما دلایل محکم و مستدلی داریم که افزایش بیرویه قیمت مسکن به خاطر هجوم سرمایهگذاری مردم در امر ساخت و ساز دستشویی و توالتهای عمومی است.
وی در بخشی از سخنانش تأکید کرد: امروزه دستشویی و توالتها جزء لاینفک زندگی مردم به حساب میآید و در کنار دیگر اقلام و مایحتاج اساسی مردم باید ضمن پرداخت یارانه در جهت تأمین سلامت مردم اقدامات لازم صورت گیرد.
وی ضمن انتقاد از برخیها که حقالزحمه دستشوییداران را تا ارقام نازلی چون 25 تومان و 50 تومان پایین میآورند، گفت: امروزه مدیران اصلح توالتهای عمومی خدمتی فراتر از خدمت به بشریت، انجام میدهند و دستمزد هر دستشویی بالغ بر1000 تومان میباشد که در حق این قشر ساعی اجحاف فراوان روا میشود.
وی از شهرداری منطقه هشت تبریز اظهار قدردانی نموده و گفته است بعد از سالها این شهرداری محترم توانسته است در مرکز شهر به رسم این صنف، آفتابه بزرگی بر مجتمع تجاری مولانا برداشته! و زیباییهای فراوان دستشویی های عمومی را به رخ این پاساژ بیقواره بکشد بطوری که برخیها جهت خرید به جای این پاساژ، روانه دستشویی عمومی مقابل پاساژ مولانا میشوند.
گلاب رویان از طرحی که میتوانست این دستشویی عمومی را دور از منظر و دید همگان قرار دهد انتقاد کرد و گفت: به هیچ وجه قسمت زیرزمین در محوطه بازار مولانا که منتهی به پاساژ مولانا میشود محل مناسبی برای احداث دستشویی عمومی نبوده چرا که هیچ گونه توجیه اقتصادی ندارد و این اثر هنری باید در منظر عموم شهروندان عزیز قرار گیرد .
وی در پایان گفتگوی خود هشدار داد دستشویی و توالتهای عمومی باید با نظارت کامل نظام مهندسی ساختمان و شرکت بهینهسازی دستشوییها و توالتهای خصوصی و عمومی صورت گیرد چرا که هرگونه سهلانگاری در امر ساخت و ساز باعث خسارتهای جبران ناپذیری خواهد شد.
شایان ذکر است خبرگزاری فارس در مورخه 18/6/85 از انفجار سرویس بهداشتی در آستارا خبر داده بود که بر اثر انفجار توالت عمومی شهرداری آستارا 9 نفر مجروح و روانه بیمارستان شده بودند.
خوشبختانه این حادثه تلفات جانی در پی نداشته و تنها 8 نفر خانم مسافر و یک نفر خانم کارگر شهرداری زخمی شده بودند. تراکم گاز فاضلاب و نبود دریچه تخلیه هوا و ازدحام مسافران از علل بروز این حادثه ناگوار بوده است.

راستش را بخواهید سنگ از آسمان هم ببارد ما با خودمان عهد بسته ایم از بهار بنویسیم...
بهار، بهار، بهار... چون آغاز تو فرا می رسد فرزانگان یادآور وظایف مسئولان برای خدمت به بهار و مردم می کنند و مسئول به جای توجه به این تذکر « روده درازی» می آغازند اگر سال، سال نوآوریی و شکوفایی است و باید همانند تو (بهار) اندیشید متاسفانه با آن سرسبزی و زنده دلی که از تو سراغ داریم آنچنان رویی به این مسئولان داده ای که صفت شکوفایی تو را بنا به قاعده « معده گوجی » تبدیل به «زهار»(1) کرده اند.
هر چند رسم بهارتدبر و فکر و اندیشه و... است اما برخی را جهت توصیف و احیانا تملق و... این اقسام را تعطیل است !
ادبیاتمان را اگر عوض کنیم و بخواهیم داش مشتی با تو سخن بگوییم این می شود: « واسه مسئول گوجه فرنگی (2) که نمی تونه قیمت گوجه رو تنظیم کنه و برنامه ای برای تنظیم بازار نداره چون در زمستان کیلویی 250 تومانه و در بهار 1200تومان ، سنه نه شکوفایی؟! هان ! بیشین مشقتو بینویس صدات در نیاد ...!
برا شما انجام وظیفه یعنی شکوفایی !
1. جدیدا به صلاح دید خودمان «زهار» متضاد بهار شده است
2 . احیانا یکی از اساتید و پشت میز نشسته های جهاد کشاورزی منظور نظر باشد

*** انتخاب می کنیم
ما می دانیم و شما هم خوبتر از ما می دانید، هفت دوره از عمر مجلس می گذرد و نمایندگانی هم از شهر خود ما عازم تهران می شوند و بعد از چهار سال برمی گردند و باز برخی رای مردم را جمع می کنند و «تهرونی» می شوند! در این اثنا برای شفاف تر شدن اذهان عمومی و خصوصی، مسئله ای را مطرح می کنیم. باشد که همگان پند گیرند: توجه شود نمایندگان گذشته لیستی از رزومه چهار سال خود را برای جماعت ارائه نمایند تا مردم میوه و ثمره آنچه در این چهار سال گذشت را ملموس تر چشیده و کلی خوش بحالشان گردد.
و اما آنان که جدیداً نامزد مجلس شده اند انشاءالله به پای هم پیر بشوند چون استفاده از عکس و پوستر این دوره محدود شده است، مشکلاتی بوجود خواهد آمد. به قول جناب ماغازاچی، جماعت معلوم نیست به قیافه چه کسی رای بدهند. تکلیف خودشان و قیافه شان را با مردم مشخص کنند. راستی تا یادمان نرفته است این قانون «ازکجا آورده ای و به کجا می روی؟» هم مد نظر قرار گیرد.
***فرهنگ ترافیک را بیاموزیم
راهنمایی و رانندگی فکری به حال اعصاب جماعت گیر کرده در ترافیک ایام آخر سال بکند. لااقل کاری هم نتوانست بکند، مخ جماعت را نخورد. [اصلاً معلوم نیست چند سال باید طول بکشد تا طرح ترافیک محدوده مرکزی شهر اجرا شود] به هر حال، مخ جماعت مد نظر ماست و نه خود ترافیک شهر. ادب حکم می کند حتی با متخلف هم با راه و روش مناسب برخورد شود. چه رسد به راننده ای که در گیر و دار ترافیک سردرگم شده است. دوستی می گفت: با آن بلندگوی ماشین پلیس و صدای خشن، گفتنِ «حرکت کن جلو، پیکان!» شایسته پلیس راهنمایی و رانندگی نیست. راننده که خودش بهتر از پلیس می داند که باید جلو حرکت کند. بهتر است پلیس کمی محترمانه اعلام کند که کجا باید حرکت کند!
*** خدا همه را حفظ کند!
محققان دانشگاه علوم پرشکی تبریز، «گوجلرین ییغیبلار» و اعلام کرده اند که شایع ترین نوع خشونت علیه پرستاران، در بیمارستانهای آذربایجان شرقی، برخورد لفظی و فیزیکی است. خدا از خشونت های معمول یا غیرشایع، پرستاران را حفظ کند. این مطالعه به صورت توضیحی، روی 468 پرستار شاغل با استفاده از پرسشنامه «خشونت نسبت به کارکنان بهداشتیِ» سازمان بهداشت جهانی،انجام شده است. خدابه داد بیماران و مراجعه کنندگان بیمارستانها برسد و همگان را حفظ کند .

***روزهای عزاداری امسال محرم هم رونق گرفت . راننده احسانی ! که ما را به مقصد رساند می گفت : اگر یک روز مسلمانی بکنیم ، آسمان به زمین نمی رود ... محبت در این ایام به برکت امام حسین مثل باران بهاری در میان مردم جاری و ساری بود . خدابه داد انواع و اقسام عزاداران حسینی برسد که بعد از محرم همان آش اند و همان کاسه !
***تبلیغ نماز آن هم در روز عاشورا مهم است . آدم به یاد حرف« پیرمرد ساده دل» می افتد که می گفت : « این روز سنگ هم به حال امام حسین خون گریه می کند و تو می گویی برویم نماز بخوانیم ! » چندین سال است که هیات حسینی به وقت اذان ظهر نماز جماعت ادا می کنند ، اما آنچه در این میان باید نقادی شود حفظ حرمت مساجد است . نبایستی در برخی موارد مسجد خالی از جماعت باشد و نمازگزاران روبروی مسجد در خیابان نماز بگزارند ! در تبلیغ نماز مسجد در اولویت قرار دارد. حال اگر برای تبلیغ نماز غیر از این روشی انتخاب شود تعبیر دیگری از حرف همان« پیرمرد ساده دل » در مورد نماز پیش خواهد آمد!
***یکی از صاحب نظران در مورد سریال شهریار چنین اظهار نظر کرده اند: سریال مشکوک شهریار که در هر هفته بارها از شبکههای مختلف سیما پخش میشود، در اقدامی خجالتآور سعی در تخریب مرحوم شهریار دارد. در بخشهایی از این سریال مرحوم شهریار، که بسیار بلندآوازهتر از سعدی و حافظ و مولانا و شکسپیر و قیصر امینپور و گوته و حتی مریم حیدرزاده است، با جعل تاریخ به دیدار افرادی چون ایرجمیرزا و موسیقیدانان میرود و حتی با چند آلت طرب در یک کادر بسته قرار میگیرد. انتظار میرود که اهالی ادب و غیرهی مملکت پیش از آن که شهریار به گفتن اشعار عاشقانه هم متهم شود، جلوی پخش سریال را بگیرند.
***مگر این مسئولین آب و فاضلاب چند عدد انگشت سبابه دارند ؟ این، ترکیدگی لوله را می گیرند آن یکی فوران می کند کل خیابان امام با آسفالت چندین ساله اش در هجوم سیل آبیاری شهری قرار گرفته .
باید مدیریت جدید آب و فاضلاب به خاطرفرسودگی لوله ها در فکر افراد مسئولی چون « پترس » باشد که از لوله مادر رود میانداب گرفته تا دم در خانه ما ، با انگشتان سبابه در حال فدکاری و ایثار بیندیشند!
***مدیرعامل مترو تبریز : خط آهن جلفا به « قطار شهری تبریز » وصل می شود ! ما شنیده ایم آرزو بر جوانان عیب نیست مثل این که آرزو بر نوزادان نبیره و ندیده یمان مان هم عیب نیست که در ائل گلی سوار مترو شده و در جلفا پیاده شوند !
***در کارگاه آموزشی موانع و راهکارهای ازدواج سالم در دانشگاه تبریز به این نتیجه رسیده اند که به ازای هر 27 دختر آماده ازدواج در کشورمان یک عدد ! پسر آماده ازدواج وجود دارد ! بزنم به تخته رفته رفته مسائل عدیده پیرامون حقوق زنان حل و فصل شده و کسی باید به حقوق از دست رفته مردان بپردازد !