هواللطیف
خرسی که
خودکشی کرد
یک قلاده خرس قهوه ای بار دیگر یاد و خاطره خرس های قهوه ای و دوستانش را یادآوری کرد که روزی روزگاری جهت طی مدارج عالی دانشگاهی به دانشگاه آزاد اسلامی تبریز وارد شده بود و در آن جا به خاطر بی تدبیری همین سازمان عریض و طویل محیط زیست در سال های نه چندان دور در اثر حادثه اصابت گلوله جان به جان آفرین تسلیم کرده بود.
و اینک باز؛ نه دستان استکبار جهانی که بل پیری و بی دندانی یک خرس قهوه ای (بابا خرسی) باعث شد وی به خاطر شکم صاحب مرده اش دست به خلاف کاری و از دیوار باغ مردم بالا آمدن نماید و ما مردم فهیم استان ضمن محکوم کردن این کار ضد بشری خرس قهوه ای و خرس های قهو ه ای که از موقعیت خود سو استفاده می نمایند، اعلام می داریم:
1.خرس های قهوه ای متجاوز باید بدانند جایی که می توان شکم خود را با مورچه و نمی دانم عسل کنده های درختان سیر کرد، در صورت مشاهده این گونه رفتار های شنیع (طمع به میوه درختان مردم) با مشت محکم و گلوله آهنین جواب آنها را خواهیم داد.
2.مردم شریف استان تا این لحظه متوجه نشده اند اگر چه تفنگ به همراه گلوله بیهوش کننده در اسرع وقت موجود نبوده و یا بوده و امکان استفاده از آن مقدور نبوده است، آیا تور شکار و یا قفسی آهنین که نوعی ازآن در باغ پرندگان باغلارباغی هم موجود می باشد در حیاط این اداره زیست محیطی بوده است یا نه و اصلا یک بابا خرسی خشمگین را می شود طور دیگری به دام انداخت یا خیر؟

3. جناب بیوک آقای رییسی اعلام کردند : برخورد احساسی روستاییان با خرس زخمی و اتفاق نظر برای کشتن آن را در شرایط موجود غیرقابل کنترل توصیف بودو در شرایطی که ماموران نیروی انتظامی موفق به متفرق کردن مردم نبودند، عوامل اجرایی محیط زیست شرایط لازم را برای انجام صحیح ماموریت خود تشخیص نداده و از شلیک اسلحه بیهوشی خودداری کردند.
در اینجا ما مردم اعلام می داریم که با تمام احساسات موجود راضی نیستیم از دماغ مورچه ای خونی به زمین بچکد! و چون نمی توانیم هیچ کس را متهم نماییم در این سانحه غیر هوایی راننده این خرس را متهم اصلی می دانیم و اعلام می داریم خرس قهوه ای مذکور خودکشی کرده و در یک مرگ خود خواسته معدوم شد که با این رای پرونده را مختومه و در برابر انتقاد یبوک آقای رییسی اعلام می داریم اداره محیط زیست استان آذربایجان شرقی به هیچ عنوان متهم نمی باشد .

4. هرچند پرونده این خرس متجاوز خوشبختانه توسط ما بسته شد اما به گزارش یک سایت خبری در تبریز یک قلاده روباه در حوالی خیابان باغشمال تبریز به طرز فجیعی از پای در آمده است که پرونده این قلاده معدوم را با تمام متهمان همچنان باز اعلام می داریم!

غیر اختصاصی زورنا!:لینک:http://www.ketabnews.com/detail-7398-fa-81.html
|
|
منبر هفتم اعوذ بالله من الشیطان الرجیم |
جوان ! خجالت هم چیز بدی نیست . یعنی چه که سینه زدم دیگر نماز هم نخواندم ، نخواندم ؟ خیالت را راحت کنم ، امام صادق علیه السلام فرمودند : شفاعت ما به کسی که نماز را سبک بشمارد ، نمیرسد . حالا برو بیست و چهار ساعته سرت را بکوب به دیوار !!
بانی خیر محترم ! گُر گرفته !! این چه حرفی بود به آن مادر بخت برگشته گفتی ؟ یعنی چی که غذا فقط به سینه زنها میدهیم ؟ بیایم بندازمت توی همان دیگ قیمه ؟!!
خواهر محترم ! من که فکر نمی کنم دیگر یخچال و فریزر شما جای خالی داشته باشد برای خیرات و نذورات !! تلاش شما برای ایستادن در صف گرفتن نذری های مختلف در سراسر شهر غیر قابل انکار است . خیر سر ما و شما ، این غذاها تبرک است . کمش هم زیاد است .
سینه زن عزیز که میخواهی در مجلس سید الشهدا علیه السلام با وضو عزاداری کنی ، لطفاً بعد از وضو آن شیر آب را پشت سرت ببند . به اندازه همین دریاچه ارومیه آب را هدر میدهی ، بعد هم برای تشنگی سیدالشهدا علیه السلام ناله و فریاد میزنی ؟ خدا خیرت بدهد.
جوان ! باز هم با تو هستم . همانطور که محبت به اهل بیت علیهم السلام بدون رعایت واجبات و محرمات کامل نیست ، اعمال ما هم بدون این ولایت و محبت کافی نیست . با اهل بیت علیهم السلام قهر نکن . معرفت داشته باش ، آنها خودشان کمکت می کنند . امام زمان علیه السلام را یاری کن .
به جای روضه :
معمّا
وعدهای دادهای و راهی دریا شدهای
خوش به حال لب اصغر كه تو سقا شدهای
آب از هیبت عباسی تو می لرزد
بی عصا آمدهای حضرت موسی شدهای
به سجود آمدهای یا كه عمودت زدهاند
یا خجالت زده ای وه كه چه زیبا شدهای
یا اخا گفتی و ناگه كمرم درد گرفت
كمر خو شده را غرق تماشا شدهای
سعی بسیار مكن تا كه ز جا برخیزی
اندكی فكر خودت باش ببین تا شدهای
ماندهام با تن پاشیدهات آخر چه كنم؟
ای علمدار حرم مثل معما شدهای
مادرت آمده یا مادر من آمده است
با چنین حال به پای چه كسی پا شدهای
تو و آن قد رشیدی كه پر از طوبی بود
در شگفتم كه در این قبر چرا جا شدهای
لطفا دانلود کنید
برای ذخیره،روی لینک بالا کلیک سمت راست کرده و Save Target As را بزنید
![]() |
رزیتا خاتون(خانوم)خبرنگار افتخاری زورنا شد رزیتا خانوم به عنوان خبرنگار حرفه ای حوزه زنان و بروبچ رسما فعالیت خود را پس از چندین دهه کارهای سیاسی/ورزشی /فرهنگی و هزاران موضوع خرد و کلان در حوزه زنان و برو بچ در خبرگزاری زورنویسان ایران ( زورنا) آغاز کرد . |
خبرگزاری رسمی زورنویسان ایران برای آشنایی مخاطبان از نظرات ایشان ، گفتگویی را در درگاه تارنمای خود قرار می دهد تا علاقه مندان از نظرات ایشان بهره مند گردند:
* اگر اجازه بدهید از سیاست خارجی شروع کنیم و بعد به مسائل داخلی برگردیم ، سوال ما این است که ...
رزیتا خاتون : بله ، قدس که قطعا باید آزاد شود . در این هیچ تردیدی نیست .

هفته پیش بنا به خبر های رسیده هفته نامه آذرپیام در تمام دکه های مطبوعاتی نایاب شد! این استقبال بی سابقه ماسوای عکس فوق العاده روی جلد آن که بیشتر مربوط به بیماری های دهان و دندان می شد تا هر چیز دیگری! نشان از گرمی پاتوغ و همت پاتوغ نویسان و دوستان بود .بشتابید که این هفته هم با طرح موضوع «روحانیت» احتمال نایاب شدن نشریه بعید به نظر نمی رسد .
و اما بعد
از آن حیث که ما به عنوان رسمی پاتوغ نویس در نشریه آذرپیام مشهور بوده ایم و این چند هفته ای که پاتوغ با موضوعات مختلف اداره شد نقش پاتوغ نویس را کمرنگ دیدیم بر آن شدیم که :
ـ از دوستانی که پاتوغ را از دست ما خارج کردند تشکر می کنیم !
ـ هر چند کمی عصبانی تشریف داریم اما بر این نکته اعتقاد داریم که پاتوغ و پاتوغ خانا با اراده جمعی اداره می شوند (کشف : این دو کلمه چقدر هم قرین هستندتوجه بفرمایید /اداره/اراده !) پس همگان شاهدند در پاتوغ بر روی همگان باز می باشد اصلا نیازی به درب و این جور چیزها نیست چرا که جلسه قبلی پاتوغ آنقدر درب پاتوغ را باز و بسته کردیم و آنقدر صندلی آوردیم که کمر درد امانمان را بریده است !
ـ تعریف جناب باغشمال از پاتوغ را ارج می نهیم :
پاتوغ : محلی که عده ای خوش خیال در آنجا جمع شده و بعضی ها مدام حرف زده و به بقیه حتی فرصت تنفس هم نمی دهند و برخی ها نیز مدام به ساعت مچی شان نگاه می کنند و یک نفر هم مثل زبل خان به این جا و آن جا دویده و از بالا و پایین عکس می گیرد.
_ عکسهای پاتوغ را در این آدرس ( کلیک کنید ) تماشا کنید .
ـ من شخصا از جناب حامدی خسروشاهی (بارانانه ) معذرت می خواهم که عکسها افشاشده اند (توضیح: برادر من ضایعتر از شما افتاده ام )
_ حتما به پاتوغ تشریف بیاورید چون برخی دسیسه ها درکارند تا حکومت چندین ساله ما با اصلاحات جدی اقتصادی فرهنگی وغیره آنها دست خوش تغییر شود ...( یاد ناصرالدین شاه افتادیم به وبلاگ جناب سید رضا علوی( ماغازا ) سر بزنید و از حال ناصر الدین شاه با خبر شوید ..)
_ خبر محرمانه ای را هم فاش می کنیم تا برخی ها گوشی دستشان بیاید : به احتمال قوی در هفته آینده جناب آقای صادق نجفی رییس سازمان بازرگانی استان میهمان پاتوغ باشند اگر ما را ندیدید حتما بدانید که افشاگری کار دستمان داده است .
_ برای این که از برخی اخبار و مطالب نشریه سردربیاورید حلقه ( کلیک کنید نترسید!) را بخوانید .
_افشاگری دویم ما موضوع پاتوغ در صفحه آینده پاتوغ خانا ی آذرپیام است :
« اوقات فراغت »
دست به کار شوید تا در عزمی راسخ برای چندمین بار آذرپیام را به تسخیر در آوریم !(همین مطلب را که فکرش از ذهنتان گذشت بنویسید!و بفرستید ایمیل شخصی قید شده در بالا ) .
_ دیگر عرضی نیست یادم نرفته حتما موفق باشید!