هواللطیف
![]() |
آنچه گذشت: وقتی رئیس حکم ریاستش را در دو دستانش گرفت ناگهان از سرش به جای دود یک جفت شاخ خوشگل گوزنی رویید و از آن رو دستور داد کلاهی بر سر ایشان بیاورند و آن کسی که کلاه را آورد کسی نبود جز «دستمالچی» معاون رئیس کل اسبق... |
حال ادامه ماجرا:
به عنوان نگارنده این سطور قبلاً و همین حال و همچنین در آینده ،خطر دستمالچی اداره را گوش زد می کنم و اعتقاد دارم از عوامل استکبار جهانی این فرد خطرناکتر است و فرصت طلب!
![]() |
شاخی که در زیر کلاه رویید « ما رئیسان را گرامی می داریم زنده بادا سر می دهیم می ستائیم و با همه وجود دوستشان می داریم و به حق حافظ شیرین سخن در مرتبت ریسان عالی مقام چه زیبا فرموده اند : ناز بنیاد نکن تا نکنی بنیادم « دستمالچی » |
![]() |
قدما از استادمان چنین گویند که آنچه بگفت آن شد ! آقا میرزا شیخ الطنازان فرهادباغشمال ایپکچیان چنان ستون زور نوشت را به ساققیز در هم آمیخت که عنان روزگار از دستان همگان بدر شد و الحق و النصاف که می بایست دست مریزادی بی هر تملق به ایشان گفت که صد البته این کار با این عریضه نویسی غیر ممکن می شود .
|

اشارک : در روزنامه سرخاب دوست بسیار عزیرم جناب فرهاد باغشمال هر یکشنبه و چهار شنبه خبرنگار ۱۴۰۰ خود را عازم ۱۳ سال بعد می کند که از بد روزگار یک بار هم این خبر نگار را به ما معرفی کرد تا ایشان را عازم ماموریتی جدید بکنیم اما مثل اینکه از عهده خبرنگار سرخاب نیوز برنیامده ایم!
تصویر خبرنگار 1400در بعد چندم زمان مفقود شد
تصویر خبرنگار 1400 خبرگزاری سرخاب نیوز در بعد چندم زمان مفقود شد .
---
به گزارش سرویس جنجال و حوادث سرخاب نیوز، این اتقاق نادر که 1400 میلیون سال نوری یک بار تکرار می شود در حالی اتفاق افتاده است که خبرنگار ساعی این مجموعه در راه بازگشت از سال 1400 به این طرف به خاطر تداخل امواج گوناگون در بعد چهارم زمان تنها با صدا دریافت می شود.
بر اساس همین گزارش ، ناهماهنگی در کار نقل و انتقال مسافرین توسط دولت ،فرسودگی راه های منشعب شده به زمانهای مختلف ، نبوده بودجه لازم جهت تکمیل بزرگ راه تبریز- زنجان و حضور ناصر الدین شاه درروزنامه سرخاب ( ارتباط مستقیم و لحظه به لحظه از جهنم ) از عوامل اصلی بروز این حادثه تشخیص داده شده است .
صدای خبرنگار سرخاب نیوز حکایت از آن دارد که وی کاملا به صورت اتفاقی در حال بازگشت روزمره از مسیر 1400 به این طرف بوده است و تمام شائبه ها و حواشی سیاسی آن کاملا ساختگی است چرا که صدای وی فعلا دریافت می شود ولی از تصویر خبری موجود نیست ! و می شود از آن مستندنگاری کرد .
صدای خبرنگار ما با اشاره به حادثه رخ داده افزود : من در حال تهیه خبر، گزارش از سیزدهمین جشنواره تابستانی تبریز بوده ام که نا گهان به خاطر استقبال شدید مردم و مسئولین متوجه بروز اتصالی در سیستم برق و بعضی اشخاص شدم . به خاطر این که خبرنگار با خبر از آینده بیشتر مسئول است و باید به اتفاقات فرهنگی شهر حساسیت به خرج بدهد مجبور شدم اتصال سیم را رفع نمایم که متاسفانه برق موجود با آمپر بالا در حالی گریبانگیر بنده شد که یادم رفته بود من از بعد چهارم زمان میهمان 13 سال بعدم و اتفاقی که نباید رخ می داد رخ داد .
خبرنگار آینده سرخاب نیوز در بخشی از صحبتهایش افرود : این که می گویند برخی ها از فضای نشاط و شادی در جامعه تعریف درستی ندارند شایعه ای بیش نیست و این اتفاق تنها و تنها به خاطر اتصالی برق صورت گرفته است که خوشبختانه موجب عواقب و پیامدهای دیگر نشد و تنها قربانی این حادثه من می باشم که در همین جا از تمامی محافل و سازمانهای جهانی تقاضای کمک می نمایم .
وی در ادامه با اشاره به شعر معروف « تنها صداست که می ماند » اظهار داشت : الان در وضعیت مناسبی نیستم چرا که جسم بنده مفقود شده است و تنها صدایم مانده است در همین جا از یابنده تقاضا دارم آن را تحویل داده و مژدگانی دریافت کند .
وی که فعلا به خاطر اشکالات موجود در سیستم بستری است گفت : هم اکنون احتمال می دهم بنده در جایی مشغول به جا آوردن مراسم قبیله «بام بام » در حاشیه شهر دهلی نو باشم چرا که از قرائن پیداست فرود جسم بنده در قاره ای شبیه به جزیره بوده است و تا آن جزیره جسم بنده همراهم بود و حتی از مراسم این قبیله که در قالب جشنواره تابستانی تبریز برگزار می شد باهم گزارش گرفته بودیم اولی از آنجا به بعدش یادم نمی آید!
گفتنی است چندی پیش در صفحه فناوری روزنامه سرخاب خبری مبنی بر کشف ماده ای توسط دانشمندان آورده شده بود که به خاطر گریز نور ؛ ماده به صورت نامرئی دیده می شد شایان ذکر است همان دانشمندان فعلا از وضعیت خبرنگار ما در شگفت شده اند و اظهار داشته اند : این مورد ما را حچل کرده و بسیار دمقیم.
این پدیده نادر همچنان به دنبال جسم خود است و عقیده دارد : در هر شرایطی چه همراه صدا و تصویر و یا بدون آنها ستون 1400 سرخاب را ادامه خواهم داد بدینوسیله همشهریان و هموطنانمان به آینده فرهنگی شهر امیدوار باشند . / پایان خبر

حال و هوای انتظار از بر و بوم شهر جاری و نمایان است. نه تنها شهر که محله ،خانه و همین اتاقی که در آن مشغول نوشتنم انتظار را گر گرفته اند! عقربه های ساعت را گویی به انتظار ایستائند و دیگر قصد آن ندارند که بی جهت به دور خود بگردند .
شهر خسته انتظار نیمه شعبان را می کشد چرا که همه جا را آذین بسته اند و قرار جشن را گذاشته اند ....
حاجی حجره دار که جز صندلی و میز کهنه اش چیز دیگری در مغازه اش یافت نمی شود پارچه رنگینی پیدا کرده است و سر در مغازه اش زده است .
***
من نمی گویم که حال و روز انتظار کشیدن را نداریم ، نمی گویم همه چیزمان برقی شده است طوری که حتی وقتی برق می رود انتظار آمدن برق هم سخت می شود ! من نمی گویم در شهر چرا با موتور سواران انتظار قرار است شور و حال انتظارمان بالا رود ، من نمی گویم همه انتظار « یک روز » را می کشند آن هم نیمه شعبان !
من هیچ نمی گویم چرا که از آن چه هستم و نیستم خسته ام ، خسته و بیزار ! جای خالی کسی در این میان کاملا مشهود است .
همین بهتر که شهر را در انتظار ببینم و تعریف کنم از حال و هوای انتظارش ...
اما این بی حیا نمی گذارد !
حاجی حجره دار خودمان را می گویم که جز صندلی و میز فرسوده اش انگار چیرهای دیگری هم دارد! از آن تاریک تاریکیها می توان هزاران مشتری که قرض القبیحه را به وقت پرداخت می کنند... دید! این مشتریان به انتظار چیستند؟! شاید انتظار دارند با حمایتشان حاجی ما بتواند به راحتی نزول جماعت را در صعود خود ببیند !
راستی بی حیایی تا چه اندازه ؟! چرا حاجی بی حیایی می کند و درب مغازه اش را به پرچم سبز عدالت آذین بندی می کند؟
مشتری ها برای چه شادی می کنند؟!

نقاش اثر: ایمان ملكی
به به و چه چه کردن و اوصاف بهار را شمردن از رسوم قدیمی است که شاعران، هنرمندان ،ورزشکاران ، قهرمانان ، نام آوران و الی ماشاا.. از آن بهره ها می برند و به خاطر زحمات زیادی که بهار کشیده است از ان تقدیر و تشکر فراوان بعمل می آید . صد البته جا دارد از تمامی کسانی که بهمراه بهار در پشت صحنه زحمت می کشند نیز تقدیر و تشکر فراوان کرد هرچند ایشان حقوق مکفی به خاطر انجام وظایفشان دریافت می کنند. و متاسفانه در برخی موارد در کارهای بهار اختلال به وجود می آورند اما باید توجه کرد نبود امکانات و بودجه در بخش عمرانی و فرهنگی بهار باعث این همه نا کار آمدی است و لاغیر ...
بهار که از در و دیوار به درون خانه نشت کرد، روح آدمیزاد بجنبید . بزرگان سخن به مضمون گفته اند : « چوب و تخته و دد! سنگ و خاشاک و همه وهمه ،را بنگر که چون به البسه سبز به آراستند و حال اگر تو عریان ماندی ، به جز لای در و دیواره و پنجره(جرز) نه ارزی ! »
شاعران چه غزل ها سروده اند و معاصران و قدما به سلامتی بهار بعضی وقتها در گیر و دار قافیه و ردیف در مانده اند به طوری که در مواردی چندین تن سکته هم زده اند !
آه چه بگویم از بهار که در وصف نسیمش دلمان را قلقلکی ملایم در می گیرد و کله مبارک به عینه همچون سبزه های صحرا سنبل در می آورد.شاید شما هم با من هم عقیده باشید که وصف بهار به خاطر عوارضی که برای نگارنده در پی دارد جایز نیست والا مدحی برای بهار می نوشتم و در کنار سپیداران آنسوی برکه همانند قورباغهای شیدا آواز می خواندم تا دل هر ره گذری بهار را ... ( اینجانب قصد نوشتن مدیحه ندارد لطفا معافم بدارید! )
شاعر دوست داشتنی و استاد غزل معاصر ایران محمد علی بهمنی در مورد بهار می فرماید :
بهار بهار چه اسم آشنایی
صدات می آد اما خودت کجایی
وا بکنیم پنجره ها رو یا نه ؟
تازه کنیم خاطره ها رو یا نه ؟
هر چند شاعر در این قسمت به مدح بهار اشارک هایی نموده است ولی نا گفته پیداست نکته ظریفی در شعر وی پنهان است که اشاره به آن منظور اصلی این نوشته را خواهد رسانید
ایشان در شعر بهار خود بر دو کلمه «پنجره »و «خاطره» اشاره فرموده که نباید از زاویه دید مخاطب پنهان بماند چرا که شاعر مجبور شده است برای حصول اطمینان از ورود نسخه اصلی بهار تاکید کند : « وا بکنیم پنچره ها رو یا نه ؟! » حتی در مواردی خاطره ورود نسخه های تقلبی بهار در ذهن شاعر چنان آزار دهنده است که باز با تاکید شاعرانه خود «تازه کردن خاطره ها » را با تردید دو چندان ابراز می کند .
چنانچه گفته اند هر چیزی را بهاری است و نباید آن را با بهار اصل اشتباه گرفت.
بهار که فرا می رسد جماعتی وی را دستاویزی خود قرار می دهند و آن را جشن همی می گیرند تا به واسطه آن هر چه عقده است از اول خلقتشان بر سر جماعتی دیگر خالی کنند . هز چند اقسام این بهاریه ها فراوانند .
· آن وقت که تو را به همت جماعت نیاز هست، وقت بهار است!
عده ای از اساتید و صاحب نظران بر این نظرند که بهار نماینده جماعت، همان چند صباح تبلیغات انتخاباتی است که در آن هم جماعت منفعت می برند و هم ایشان .
چون سر کیسه خلیفه (نماینده مردم ) گشوده گشت انعام از اقسام مختلف چون میوه جات گرفته تا چلوکباب فراوان می شود وبهار سفره های رنگین برای رای فرا می رسد و میوه بسیاری از وعده ها و وعیدهای توخالی به ثمر رای هم می نشیند و وای به جماعتی که رنگینترین را انتخاب کنند که به ننگ ،بهار را قلب کرده اند.
· این بهار بهتر از هر بهار دیگر!
بقال محل و اصناف خرد و کلان را هر بهار بهتر از بهار سال گذشته است چنانچه شب بخوابند و روز چندین درصد در انواع و اقسام مایحتاج عمومی مردم سود حاصلشان می شود. هر چند همیشه ناراضیند که ما فقط سود ثابتی از این بهار داریم چرا که خود برای تهیه این سری کالا ها جز توزیع کننده بیش نیستیم ... اما چون در بهار تورم نرخ افزایش قیمت توسط معده و روده برخی محاسبه می شود و در کنترل دولت و هیچ ارگانی نیست دروغ محض به شمار می رود .
· جامعترین مرکز بازاریابی ،خرید ، فروش مسکن در بنگاه بهار
بنگاه صداقت،بنگاه حقگو و کنسرسیوم بنگاه های املاک «حرف حق» با چاپ فراخوانی به خاطر وجود مبارک بهار که این همه نازنین است در نظر گرفته اند جامعترین مرکز بازاریابی ،خرید ، فروش مسکن را بنام بهار ایجاد کرده و در طول سال چندین مرتبه سفره هفت سین بچینند چرا که اول هر بهار رونقی در قیمت ساختمانها به وجود می آید که در بهار قبل هیچ عقل سلیمی فکرش به این بهاریه ها نمی رسید و نمی رسد !
· اگر بهاریه های تمام جماعت را روی هم جمع کنیم چنان زیاد می شود که بهار اصل در حاشیه قرار می گیرد این قصه سر دراز دارد و در این مقال کوتاه نمی توان به همه رقم آن اشاره کرد چنانچه گفته اند هر چیزی را بهاری است...

زیر ساختها در پیشبرد اهداف از اصلی ترین موارد انجام یک کار تلقی می شوند بعضی کارها که بدون همین زیر ساختها تبلیغ می شود تبدیل به جک زور می شوند که انصافا کلی جماعت را می خندانند ... مثلا همین انتخابات و وعده و وعیدهای نامزدان انتخاباتی که برخی ها خودشان را با ژانگولرهای سیرک اشتباهی گرفته اند ...
روی هم رفته اخباری که در روزنامه ها و نشریات درج می شود انواع و اقسام دارد و بعضی حتی بیشتر خبرسازی است تا خود خبر ، مثلا اگر پیرامون منوریل در شورای شهر تهران بحث می شود از تبریز هم خبر هایی مبنی براین که منو ریل را در تبریز دایر خواهیم کرد به گوش می رسد یا برخی از مسئولین وظیفه ذاتی و کاری خودشان را بعنوان عملکرد به خورد جماعت می دهند و تا دلتان بخواهد از این دست خبرها موجود است که می خوانید و می بینید .
اینترنت و بکارگیری از آن برای تهیه میوه شب عید هم از آن حرفهاست که جدیدا معاون بازرگانی داخلی سازمان بازرگانی آذربایجان شرقی از آن خبر داده است . اولا هنوز زیرساختهای دستیابی به دنیای مجازی آن چنانکه باید وجود ندارد ثانیا فرهنگ استفاده توسط مردم هنوز تبلیغ و تبین نشده و جا افتاده نیست. همین که این معاونت در فکر خرید غیر مجازی میوه شب عید باشند کلی مشکلات جماعت حل خواهد شد که جای تقدیر و سپاس دارد.
ایشان افزوده است : این طرح در راستای توسعه خدمات الکترونیکی بازرگانی و با مشارکت بخش خصوصی اجرا می شود. وی گفته است : شهروندان می توانند با مراجعه به سایت WWW.IRWORK.IR سفارش خود را برای خرید میوه شب عید به ثبت برسانند. ما به این سایت مراجعه کردیم و با این پیام روبرو شدیم : « خطای مهم: مقدار register_globals در فایل پیكربندی php.ini غیرفعال می باشد, لطفا آنرا فعال كنید!»
ایشان با بیان اینکه امکان خرید از فروشگاه های اینترنتی ، دارا بودن آدرس پست الکترونیکی است گفت:آن دسته از شهروندان که آدرس پست الکترونیکی ندارند نیز می توانند فرم ویژه ای که در سایت یاد شده تعبیه شده است را پر کرده و نسخه چاپ شده آن را به صندوق پستی «تبریز 51385-1336 » ارسال نمایند تا امکان خرید اینترنتی میوه فراهم شود. به نظرم اینهمه کار خیلی سختر از مراجعه به بقال محله باشد...
اما این خبر را کاملتر بخوانید وی افزود: تحویل میوه در محل سکونت شهروندان بوده و به صورت متمرکز و در اولین فرصت صورت خواهد گرفت. به گفته عظمایی ،میوه های عرضه شده در این طرح با قیمت مصوب دولت خواهد بود و بخش خصوصی مشارکت کننده ، هیچ دخالتی در قیمت ها نخواهند داشت. معاون بازرگانی داخلی سازمان بازرگانی آذربایجان شرقی در عین حال از همشهریان خواست در صورت مشاهده تخلف ، مراتب را به ستاد خبری سازمان بازرگانی به شماره 124 گزارش نمایند!